الشيخ رسول جعفريان
151
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
محدودى را از يك مسلمان مىگيرد . اما جنگ سبب از بين رفتن جان و مال مسلمانها و گاه آوارگى و خانهبهدوشى است . با وجود چنين تبعاتى براى جنگ كه با شهادت يك نفر ، طايفهاى نگران و ناراحت مىشوند ، طبيعى است كه مردم خود در جريان آن قرار گرفته و با مشورت در اين زمينه ، قدرى از بار اين خسارت را بر دوش گيرند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله - على رغم آن كه جهاد از فروعات اسلام بود ، - در جنگهاى پيش از بدر از انصار كه تعهد شركت در جنگهاى آن حضرت را نداشتند استفاده نكرد . در بدر نيز ، تنها پس از اعلام آمادگى رهبران آنها ، از ايشان بهره گرفت . بعدها در احد و احزاب نيز مشورتهايى داريم . اما دربارهء اين نكته كه آيا در زمينهء جنگ مىتوان كارى را بر مردم تحميل كرد يا نه ؟ سيرهء امير المؤمنين بر آن بود كه تنها با نصيحت و احيانا در دست گرفتن درّه ( شلاق ) به تربيت مردم بپردازد . اما امام حاضر نبود تا براى وادار كردن مردم براى شركت در جنگ از شكنجه و شمشير استفاده كند . « 1 » آن حضرت به طور صريح مىفرمود : « من ديروز فرمان مىدادم ، و امروز فرمانم مىدهند . ديروز بازمىداشتم ، و امروز بازم مىدارند . شما زنده ماندن را دوست داريد و ليس لى أن أحملكم ما تكرهون ، نرسد به من تا چيزى وادارمتان كه ناخوش مىانگاريد . » « 2 » امام مجتبى عليه السّلام نيز به همين سيره پايبند بود . زمانى كه مىديد مردم خود مايل به داشتن چونان امامى نيستند و حاضر به حفظ موقعيت خويش در برابر شام نيند ، طبيعى بود كه او بعد از نصايح لازم كه بخش عمده را پدرش پيشاپيش كرده بود ، عراق را رها كرده و به مدينه برود . امام على عليه السّلام مردم عراق را از آيندهء سخنى كه در انتظارشان است آگاه مىكرد : بدانيد كه بعد از من به سه بلا گرفتار خواهيد آمد . خوارى و ذلتى همهگير ، شمشيرى كشنده و استبداد و خودكامگى ستمكاران . در آن حالات مرا ياد خواهيد و آرزو كنيد كه كاش مرا مىديديد و ياريم مىكرديد و خونهاى
--> ( 1 ) . الغارات ، ص 173 ( ترجمهء فارسى ) ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 208 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 220 ، ج 11 ، ص 29